حضرت محمد(ص)فرمودند: آموختن علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است

مـــــــدرســــه

اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

آرشیو

موضوع بندی


انگلیسی در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
غمی به سنگینی روز معلم

تاریخ و ساعت : ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۲۳:۲۴        کد خبر : 19401

شیرزاد عبداللهی

اعتماد : در تقویم ها 12 اردیبهشت به نام روز معلم ثبت شده است، روز شهادت استاد مطهری. اما 12 اردیبهشت یادآور مناسبت دیگری هم هست که نه در تقویم ها ثبت شده و نه مقامات رسمی از آن سخنی به میان می آورند.

سال 83 در آستانه روز معلم مشغول تهیه گزارشی به این مناسبت بودم. حیفم آمد یادی از معلم شهید ابوالحسن خانعلی نکنم که 12 اردیبهشت سال 40 در اجتماع معلمان در میدان بهارستان به ضرب گلوله یک افسر پلیس به قتل رسید. بی اختیار این شعر را زمزمه می کردم؛

یاد آر ز شمع مرده یاد آر

همکار شهید ما در گورستان ابن بابویه آرمیده است. می دانستم یاد خانعلی در روز شهادت مطهری ممکن است منشاء سوءتفاهم شود. قبلاً هم شنیده بودم که خانواده شهید مطهری از کیفیت برگزاری این روز اظهار نارضایتی کرده اند. به علی مطهری فرزند استاد تلفن کردم. محور گفت وگو این بود؛ آیا گرامیداشت خاطره ابوالحسن خانعلی دبیر فلسفه دبیرستان جامی تهران که درست 18 سال قبل از شهادت استاد مطهری، در تظاهرات صنفی معلمان در میدان بهارستان به شهادت رسید، را در روز معلم جایز می دانید؟ آقای علی مطهری پاسخ داد (نقل به مضمون)؛ «اگر خانعلی معلمی مسلمان و حق طلب بوده، اشکالی ندارد. انسان ها هر یک در پیشگاه خداوند مرتبه و جایگاه خودشان را دارند.»

متاسفانه سال هاست برگزاری روز معلم جنبه رسمی و اداری یافته است. هر سال ستاد مرکزی بزرگداشت در وزارتخانه تشکیل می شود. معلمان نمونه با سازوکاری بوروکراتیک برگزیده می شوند. مقامات سخنرانی های شورانگیزی در وصف مقام معلم می کنند. در این آیین ها معلمان صرفاً شنونده اند و کسی نمی داند در قلب این موجود نازنینی که او را بر جایگاه پیامبران می نشانند چه غوغایی برپاست. چند سالی است گفتمان مسلط در آموزش و پرورش گفتمان معیشت است. مهم نیست که از نظر مقامات محور آموزش و پرورش یک روز دانش آموز است و روز دیگر معلم و گاهی کتاب و گاهی برنامه و... مهم نیست که مقامات چندین ستاد برای تحول و تبیین فلسفه و سند ملی تشکیل داده اند. از نگاه معلمانی که عقربه حقوقشان بر محور ماهیانه 300 هزار تومان می چرخد، محور آب است و نان و مسکن. معلم به جای توجه به شاخص های آموزشی چشم به شاخص تورم دوخته است و قیمت هایی که ترمز بریده اند. در دفتر مدرسه هر روز بحث گرانی و تورم با غصه و دلهره چاشنی نان و پنیر معلمان است. بی خانه ها امید خود را برای خانه دار شدن به کلی از دست داده اند. قیمت نان، برنج، کرایه خانه، گرانی، کرایه تاکسی، قیمت گوشت و مرغ، شهریه فرزند دانشجو و... ذهن معلم را آنچنان انباشته که دیگر جایی برای تفکر درباره مسائل آموزشی باقی نگذاشته است. علی احمدی در دوره سرپرستی سه ماهه اش هرجا که رفت و از تحول در آموزش گفت از معیشت و آب و نان شنید و سرانجام در شهرستان دیلم بغضش ترکید و با لحنی عصبانی گفت؛ هر جا می روم شما از آب و نان می گویید پس کی از آموزش بگوییم؟ و معلمان دیلمی به قهر مجلس را ترک کردند. علی احمدی فهمید که تند رفته است. با توپ و تشر نمی شود. با ناز و کرشمه هم مقدور نیست. باید فکری اساسی کرد. صاف و ساده با حقوق 300 تا 400 هزار تومانی که 80 درصد معلمان در این گروه درآمدی قرار دارند نمی توان یک خانوار شهری را اداره کرد. مهم نیست آقای مصری خط فقر را در کدام سطح ترسیم می کند. با حقوق زیر 700 هزار تومان می شود زیست اما نمی شود زندگی کرد. معلم می خواهد زندگی کند.معلم خودش را با قاضی و استاد دانشگاه و کارشناسان وزارتخانه ها مقایسه می کند و از این همه فاصله قلبش به درد می آید. اگر تا حالا دلش را به لایحه مدیریت خدمات خوش کرده بود حالا می بیند که وزارتخانه ها و گروه های اجتماعی یکی یکی از شمول این قانون خارج می شوند و علی احمدی هم در مصاحبه سه شنبه شب خود صریح و آشکار گفت خیلی به این قانون امید نبندید. معلمان بر سر گوری شیون می کنند که اصولاً مرده یی در آن نیست. محمود فرشیدی اولین وزیر کابینه اصولگرای محمود احمدی نژاد با انبانی از وعده های رفاهی و معیشتی قدم به ساختمان خیابان قرنی گذاشت. او وعده داد قدرت خرید معلمان را دو برابر خواهد کرد. چند ماه که گذشت اول به نجوا و بعد با فریاد گفت من چاه نفت در اختیار ندارم. سال ها است در این ملک همه راه ها به چاه نفت ختم می شود. اما گویی چیزی در فرمول های اقتصادی تغییر کرده است. هر چه درآمدهای نفتی بیشتر می شود، تنگنا ها افزون تر و سفره ها خالی تر و غول تورم فربه تر می شود. حالا هم علی احمدی با وعده لیزینگ و پرداخت مطالبات معوقه وارد میدان شده است. هر کسی چند روزه نوبت اوست.

آموزش نیوز

 


در همین رابطه :

انتظارات فرهنگیان از آموزش و پرورش

30 راهکار ‌احمدی برای ارتقای منزلت فرهنگیان

 


پنجشنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1387
روز معلم

عارفان علـم عاشـق می شوند                                   بهـترین مردم معلـم می شـوند

عشق با دانش متمم می شود                                   هر که عاشق شد معلم میشود

 

عکس از صدای معلم

 

 

 

روز معلم را به همه معلمان عزیز تبریک میگویم


چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387
سخنان وزیر

سخنان آقای علی احمدی وزیر آموزش و پرورش، از شبکه 2سیما، در تاریخ 10/2/87 در بخش اخبار ساعت 10:30 در مورد مسائل آموزش و پرورش، واقعا مایوس کننده بود آن هم برای کسانیکه به قدر کافی بی انگیزه و ناامید هستند. به نظر میرسد که یک  وزیر باید آنقدر قدرت و توانایی کافی داشته باشد تا بتواند امیدوارانه سخن بگوید. (همه ما می دانیم این قدرت و توانایی را ندارد)

 آقای علی احمدی تاکید به اجرای نظام  هماهنگ پرداخت حقوق توسط فرهنگیان را، قابل توجه ندانست و گفت: تا آنجایی که ما اطلاع داریم اجرای نظام هماهنگ پرداخت هم نمی تواند تغییرات قابل توجهی را در وضیعت معیشت فرهنگیان ایجاد کند.

آقای احمدی یکی از اهداف اجرای بازنشستگی زود هنگام فرهنگیان را خروج نیروهای بی انگیزه و فرسوده و ورود نیروهای جوان و باانگیزه به آموزش و پرورش دانست و گفت: سیاست خروج نیروهای بی انگیزه و جذب نیروهای با انگیزه و به روز در دستور کار ماست.اما ایشان فراموش کردند به این مسئله اشاره کنند که جذب نیروهای باانگیزه با شرایط فعلی آموزش و پرورش چگونه امکان پذیر است؟ آیا نیروهای جوان تحصیل کرده و باانگیزه می توانند با حقوق و مزایای آموزش و پرورش بسازند؟ و آیا اگر وارد آموزش و پرورش شدند آنها هم همچنان با انگیزه خواهند بود؟ مسلما، سیستمی که نیروهای فعلی خود را بی انگیزه می کند نیروهای تازه وارد را هم پس از مدتی بی انگیزه خواهدکرد.

همچنین آقای علی احمدی گفت: تعداد نیروهای آموزش و پرورش آنقدر زیاد هستند که دیگران وحشت می کنند وارد عرصه آن بشوند. گویا منظور وی این بوده است که افزایش حقوق معلمین می تواند منجر به افزایش نقدینگی و تورم در جامعه شود. اما بهتر بود به این مسئله هم توجه میکرد که تعداد پرسنل نیروهای انتظامی و ارتش هم زیاد  هستند پس چرا در مورد آنها این مسئله صدق نمی کند؟

آقای علی احمدی باز هم سعی کرد شنوندگان را به سوی داشتن دغدغه فرهنگی سوق دهد نه پرداختن به دغدغه های معیشتی و مادی. اما گریز ما از یک واقعیتی به نام دغدغه اصلی فرهنگیان را نمی شود با این شیوه های تصنعی و صوری و فرار از واقعیت مدفون کرد.  

واقعیت این است که بیشتر معلمین در سطح نیازهای اولیه خود به سر می برند پس چگونه اینها می توانند به نیازهای برتر خود قکر کنند. و چگونه می توانند تربیت کنند. شاید تربیت آنها اکنون یک بازی و تصنعی است. با این وجود آنها چگونه می توانند با کمک مسئولین تغیرات بنیادین در سیستم آموزش و پرورش بوجود بیاورند؟

شاید این تغیرات بنیادین نه توسط معلمین، بلکه توسط نیروهای غیبی صورت خواهد پذیرفت. و به نظر نویسنده سخن گفتن از تغییرات بنیادین درآموزش و پرورش، بدون پرداختن به مشکلات عدیده فرهنگیان یک لفاظی و نا اگاهی و از پیش شکست خورده است.


شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1387
عوامل موثر بر نشاط دانش آموزان در کلاس درس

● وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

● ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

● خواب کافی:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد.

از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

منبع: خلاصه ی از مقاله آقای حسین برومنددر روزنامه کیهان


یکشنبه 25 فروردین ماه سال 1387
خلاقیت

تعریف خلاقیت:

نگاهی متفاوت به پدیده هایی که سایر مردم نیز آنها را می نگرند.(آلبرت رنت گیورگی).

ارتباط چیزها یا آرایی که قبلا با یکدیگر ارتباطی نداشتند.

خلاقیت= دانش + تجربه + بینش کودکانه

خصوصیات افراد خلاق:

1- خود باوری مثبت: باور داشتن کارایی و توانائیهای خود.

2- کنجکاوی: پرسیدن و ابراز علاقه به موضوع های گوناگون.

3- ابراز عواطف درونی: خودش جوش بودن، قوه شهود داشتن.

4- خطر پذیری: ماجرا جو بودن، شهامت داشتن، باز بودن ذهن.

5- تفکر مستقل: پروراندن ایده های مستقل از گروه و دفاع از آنها.

6-  تحمل ابهام: میل به مسایل پیچیده و اسرار آمیز، نوگرایی و داشتن انرژی فراوان.

7- شوخ طبعی: تحلیل رویداد ها با شوخ طبعی، بازی با ایده ها.

8- انعطاف پذیر بودن: دیدگاههای گوناگون در باره یک موقعیت یا شئ.

9- ابتکار:  بی همتایی، ایده های جدید یا غیر معمول.

10- ارزیابی: نقادانه اندیشیدن.و قضاوت در مورد مناسب بودن آنها.

11- تغییر : خلق معنی و کاربرد ها جدید برای یک ایده.

12- پشتکار: فایق آمدن بر موانع و حرکت به سوی اهداف.

13- بسط و گسترش: افزودن به ایده ها و گسترش آنها.

14- تخیل: استفاده از صور خیال، شکستن مرزها، بازی با ایده ها.

موانع پرورش خلاقیت:

برخی از رفتارها و اصطلاحات و برخوردها ممکن است مانعی برای بروز خلاقیت باشد و یا نشانه ای بر نبود خلاقیت است.

احمق نباش، جدی باشیم، مسخره است، ساکت باش، مدیر از آن خوشش می آید، عمل گرا باشیم، تو که باید از این بهتر بدانی، این مشکل ماست، قبلا آن را امتحان کردیم و موفق نبود، بچگانه است، نتیجه ای ندارد، اینقدر شلخته نباش، راه سنتی ایمن تر است، جزو تکالیف نیست، ایده خوبی است اما...، لابد مشکل داری.

نمونه ای از تفکرات منفی که باید برای رسیدن به خلاقیت، آنها را کنار گذاشت:

عیب جویی و خرده گیری از دیگران، طفره رفتن و اجتناب از موقعیت ها، غرولند و شکایت از روزگار، بی نظمی در کارها، عصبیت و لجبازی و انتقام از دیگران، سرزنش و طعنه زدن و مدارا نکردن، احساس ناتوانی و غم و اندوه داشتن، بی ارزشی، نا امیدی در امور زندگی، بی احترامی و استفاده از واژه های اهانت آمیز.

منبع: بر گرفته و خلاصه ای از جزوه ضمن خدمت.

 


سه شنبه 13 فروردین ماه سال 1387
ده روش برای غلبه بر خود کم بینی

خود کم بینی و احساس حقارت شایعترین مسئله ای است که اکثریت مردم گرفتار آن هستند. در یک همه پرسی ار 600 دانشجو 75 درصد آنها نداشتن اعتماد به نفس را مشکل اساسی خود مطرح نمودند.

 نداشتن اعتماد به نفس  نشان می دهد که فرد دچار خود کم بینی است. البته برای داشتن اعتماد به نفس لازم نیست که ما از هر نظر کامل و بدون نقص باشیم و زندگی ما سرشار از پیروزی و موفقیت باشد. ای بسا افرادی که نقص زیادی را در زندگی خود تجربه کرده اند اما اعتماد به نفس دارند. بر عکس، افرادی نیز پیروزی ها و موفقیت های زیادی در زندگی داشته اند اما اعتماد به نفس ندارند.

 به نظر می رسد که افراد با سواد و آگاه زودتر می توانند خود را تحقیر کنند و زودتر می توانند به نواقص و شکست های خود پی ببرند.گرچه این مسئله می توانند آنها را تهدید کند، اما آنها برای غلبه به مشکل خود توانا تر هم هستند.بنابراین با آگاهی از نداشتن اعتماد به نفس  و همچنین، داشتن خود آگاهی و خودشناسی می توانند خود را درمان کنند.

محور اساسی داشتن اعتماد به نفس، احترام به خود و با ارزش و توانا دیدن خود است، که در صورت تحقق، عّزت نفس انسان افزایش پیدا می کند و انسان به اعتماد به نفس دست پیدا می کند. داشتن اعتماد به نفس انسان را آرام و او را شجاع می کند و او میتواند خوب حرف می زند و احساسات خود را بیان کند و احساس حقارت نکند. و بر اوضاع بهتر تسلط پیدا کند.

***

روش های زیر می تواند اعتماد به نفس را افزایش دهد:

1. تصویر انسان موفق و پیروز را در ذهن خود حک کنید و اجازه ندهید که آن محو شود. چون این به نفع شماست و شما اینگونه بزرگ می شوید.

2. فکر منفی به ذهنتان راه ندهید.این دشمن شماست. گرچه فکر کنید واقعیت دارد.

3. مسائل و موانع را در ذهنتان بزرگ نکنید. بلکه آنها را بی ارزش بشمارید.حقیقتاً هم امور دنیا بی ارزش و کوچک هستند و انسان خود، آنها را بزرگ می کند شما باید به این مسئله ایمان داشته باشید.

4. تحت تاثیر پیروزی و موفقیت دیگران قرار نگیرید و سعی نکنید مثل دیگران باشید چون هر کس منحصر به فرد است. و ظاهر آنها شما را فریب ندهد. ای بسا ممکن است آنها سرشار از نا آرامی باشند.

5.با خدا باشید و به کمک و یاری او ایمان داشته باشید.و مطمئن باشید که او با شماست و شما را به حال خود رها نخواهد کرد.

6. به تواناییها و قدرت خود ایمان و اعتماد داشته باشید و برای به ظهور رساندن آنها تلاش کنید.

7.در مقابل دیگران تکبر و غرور نداشته باشید و خود را آزاد و رها کنید و هیچ ابایی نداشته باشید که با دیگران مردانه و با گذشت برخود کنید.

8. اگر مشکل حاد روحی و روانی دارید و نمی توانید خود را جم و جور کنید و فکرتان  به جایی نمی رسد با یک مشاور متخصص و امین مشورت کنید و از او یاری بطلبید   .

9. از هر چیزی که می ترسید بر آن غلبه کنید.فرار از ترس ممکن است  که به مشکلی از مشکلات ما بیفزاید. حضرت علی (ع) می فرماید: اگر انسان روزی بر یک ترس غلبه نکند، زیان دیده است.

10. از تنبلی دوری کنید، و وظیفه ی خود را آنگونه انجام دهید که در شما احساس رضایت درونی به وجود آید. گرچه نتیجه ی مورد نظر حاصل نشود.


یکشنبه 11 فروردین ماه سال 1387
بهره هوشی ممکن است شاخصی برای توانائی ذاتی فرد نباشد.

آیا بهره هوشی IQ، شاخصی برای درک میزان خالص توانایی ذاتی افراد است؟

برخلاف تصور بسیاری از افراد، نمره بهره هوشی تواناییهای ذاتی و عمومی فرد را اندازه نمی گیرد بلکه دانش انسان را در مورد موضوعاتی معین، در سن معین اندازه می گیرد. این آزمونها همه جنبه های هوش را نمی سنجند، برای مثال به ندرت یادگیری از تجربه و انطباق با محیط را می سنجند. علاوه بر این، عملکرد فرد در آزمون، به تجارب و امکانات فرد برای یادگیری و کاربرد واژه، اطلاعات، حساب، حافظه و مهارتهای تجسمی بستگی دارد چون آزمونها برای سنجش یک سری مهارتها و اطلاعات خاص طراحی شده اند.

آیا عملکرد در یک آزمون هوش توانایی هوشی را نشان می دهد؟

اگر کودکان به خوبی از عهده آزمونی برآیند می توان مطمئن بود که آنان تواناییهای آزمون ارزیابی شده را دارا هستند. اما اگر کودک پاسخ درستی به سؤالات ندهد نمی توان با اطمینان گفت تواناییهای مذکور را ندارد بلکه صرفاً می توان گفت نتوانسته این تواناییها و مهارتها را نشان دهد. این موضوعی حساس در تعبیر و تفسیر نتایج آزمون هوش است، کودکان ممکن است چیزی را بدانند و از آن استفاده نکنند حتی وقتی موقعیت اقتضا می کند. گاهی عملکرد کودکان دانسته ها و مهارتهای واقعی آنها را آشکار نمی کند زیرا مسایلی را که باید حل کنند درست نمی فهمند، پس وقتی کودکی از عهده مهارتی برنمی آید نمی توانیم با اطمینان نتیجه گیری کنیم که کودک فاقد تواناییهای لازم برای انجام آن مهارت است. از این رو بسیاری از متخصصان بر این عقیده اند که آزمودن مهارتهای خاص سودمندتر است تا اتکای صرف بر نمره بهره هوشی.

آیا بهره هوشی IQ برای هر شخص عددی ثابت است؟

هوش بسته به سن تغییر می کند، اما از دو سالگی به بعد روند تغییرات طوری است که تا حدی می توان میزان بهره هوشی در آینده را تخمین زد. اما نمرات آزمون بهره هوشی حتی در عرض چند هفته نیز ممکن است به اندازه ده نمره تغییر کند، عواملی چون تغییر در انگیزه، تغییر در میزان دقت یا خستگی مفرط در نمره آزمون مؤثرند. باز هم باید تأکید کنیم که نمره آزمون هوش شاخصی برای تواناییهای ذاتی و کیفیتی ثابت در تمام طول زندگی نیست.

نمره بالا در آزمون بهره هوشی چه چیزی را ثابت می کند؟

نمره بالای (IQ) تنها نشان دهنده این است که فرد در مهارتهایی که آزمون هوش سنجیده دارای توانایی است. در حالی که ممکن است شخص فاقد یک سری از مهارتها یا دانشی باشد که در آزمون هوش سنجیده نشده.

منبع: ایران سلامت


از روی نقاشی به هوش فرزندتان پی ببرید.

از این لینک استفاده کنید

 

 


چهارشنبه 29 اسفند ماه سال 1386
یادگیری از طریق همیاری (Cooperative Learning):

مقدمه: پژوهشگران اظهار داشته اند که یادگیری یک فرایند اجتماعی است و فعالیت های یادگیری برای رسیدن به مرحله ی تولید دانش و اطلاعات حیاتی است. در سال های اخیر بسیاری از معلمان فواید و اثرگذاری های راهبردهای یادگیری را از طریق همیاری دریافته اند. یادگیری از طریق همیاری یک قالب یا چهارچوب آموزشی است که در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.

هدف: هدف نهایی از کاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. در واقع با وجود تفاوت های موجود در روش اجرای الگو، پنج عنصر در استفاده از الگوی یادگیری از طریق همیاری بسیار اساسی به نظر می آید:

همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تکرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد که یاد گیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون کار گروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم کار موفق شوند. بنابراین، مشاهده می شود که دانش آموز در گروه های یادگیری از طریق همیاری باید بیش از یادگیری در قالب الگوهای دیگر به فعالیت بپردازند.

امروزه، متخصصان آموزش و پرورش الگوهای گوناگونی را برای همیاری به کار می برند ولی مراحل اساسی اجرای الگو به صورت  زیر است:

مراحل اجرای الگو :

۱- ابتدا گروه ها شکل می گیرند. گروه های ناهمگن که دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث کارآمد شدن یادگیری می شود. توجه داشته باشید که یکی از هدف های یادگیری از طریق همیاری این است که دانش آموزان یادبگیرند با هر کسی کار کنند.

(اگر هدف تسلط در مهارت های خاصی باشد، می توان از گروه همگن استفاده کرد) پس از تشکیل گروه ها معلم به کمک دانش آموزان قوانینی را تدوین می کنند که بهتر است تعداد آنها محدود باشد (حدود 3 تا 5 قانون)

کلاس باید در مورد این قوانین توافق کند. این قوانین را می توان در تابلوی کلاس نصب کرد.

نمونه های این قوانین عبارتند از:

- گروه های مختلف نمی توانند با همدیگر صحبت کنند.

- همه عضوی از گروهند و در کارها همه باید شرکت کنند و سهیم شوند.

- اول سؤالات خود را از اعضای گروهتان بپرسید بعد از معلم سؤال کنید.

2- در این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی که از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس که نیاز به توضیح دارد صحبت می کند (اهداف را بهتر است به طور غیرمستقیم مثلا˝ از طریق پرسش، فعالیت و یا حتی عکس مطرح نمود)

3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود که در یک زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی که در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و کار کنند. تنظیم و کنترل وقت در این مرحله لازم است و معلم با حضور در گروه های مختلف ضمن ارزشیابی غیر محسوس از کار گروه ها در صورت ضرورت راهنمایی های لازم را انجام می دهد.

4- در این مرحله نتایج کار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش کار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" می توان از مدیر هر گروه خواست تا در یک زمان مشخص و کوتاه نتایج کار گروه خود را ارائه دهد و سپس معلم یا سایر گروه ها می توانند پرسش هایی از وی یا سایر اعضای گروهش داشته باشند. روش دیگر این است که هر گروه نتایج کار خود را روی یک برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار کلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد

5- در آخرین مرحله که مرحله ی ارزشیابی است معلم کار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. در این مرحله معلم می تواند از چک لیست هایی که در اختیار دارد استفاده کند و اهداف دانشی، مهارتی و نگرشی را مورد نظر قرار دهد. همچنین برای ارزشیابی می توان از گروه ها کمک گرفت و با کمک گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از کار خود (خودارزشیابی) بپردازند

http://computerteachers.blogfa.com

 

 

 

 

 


یکشنبه 26 اسفند ماه سال 1386
سرنوشت ما با ستارگان گره خورده است

انسان در طول تاریخ همیشه دوست داشته است تا در مورد ستارگان چیز های زیادی بداند. چون فکر میکرده که آسمان رازهای زیادی دارد. حقیقت هم این است که آسمان رازهای زیادی دارد. اگر ما این راز ها را میدانستیم چه می شد؟ اگر می دانستیم که در درون ستارگان چه میگذارد. چقدر خوب بود. شاید تعجب کنید که به شما بگویند اتم های بدن ما هم روزگاری، در درون ستارگان ساخته شده است. در جایی که میلیون ها درجه حرارت دارد. پس چگونه ما از کره زمین سر در آوردیم؟

زندگی شهر نشینی و دوری ما از طبیعت، انسانها را از نگاه کردن به آسمان غافل کرده است. برای همین برخی هرگز موفق نمی شوند به عظمت ستارگان نگاه کنند و خود را دنیای کوچک زمین حبس کرده اند.

بدون شناخت ستارگان و تحولات مربوط به آن امکان شناخت طبیعی جهان نیست. چون ستارگان یکی از بازیگران اصلی تحولات جهان هستی هستند. در واقع آنها به ما زندگی داده اند و پایان حیات بشر در کره زمین و دیگر سیارات هم به سرنوشت آنها بستگی دارد. همچنانکه حیات کره زمین به خورشید که یک ستاره است بستگی دارد و سرنوشت ما با آن گره خورده است. هر اتفاقی برای خورشید بیفتد هشت دقیقه بعد ما متاثر خواهیم شد.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری


Powered by BlogSky.com

کپی از مطالب این سایت با ذکر منبع و نویسنده بلامانع است
عنـــاوین آخـــرین یـادداشـــت ها